کد خبر: 10985
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۱۲/ آبان/ ۱۳۹۴ - ۱:۰۷

        خوزستان سرافراز:گفتگو با نویسنده کتاب من شهروند کشور زمینم. درباره خودتان و تحصیلات تان بگویید. عماد: به نام آفریننده زمین و زمینیان. عمادجعفری پورهستم متولد ۱۳۵۹ رامهرمز، و ساکن رامهرمز. دوران دبیرستان را در دبیرستان نمونه دولتی دکتر حسابی اهواز (منطقه سپیدار) گذراندم و سپس وارد دانشگاه شهید چمران اهواز شدم، در رشته مهندسی کشاورزی، گرایش خاکشناسی. در سال سوم دانشگاه از آینده شغلی رشته ام دلسرد شدم و راهی عسلویه شدم. در آنجا به عنوان مترجم انگلیسی-فارسی و سپس افسر ایمنی صنعتی مشغول به کار شدم و در ادامه، مدارک صنعتی گرفتم که معادل لیسانس ایمنی صنعتی هستند و در همین رشته ایمنی صنعتی ۱۴ سال سابقه کار دارم. عمده سوابق کاری ام در پروژه های نفتی جنوب و در تهران بوده اند.    شغل تان چی هست و علاقه تان به نویسندگی از کجا شروع شد؟ عماد: شغل من “ناظر ایمنی صنعتی” است. در حال حاضر در شرکت نفتی سینوپک در ایران (سینوپک یک شرکت بزرگ از کشور چین هست). از کودکی با مقوله جنگ و صلح به طور ملموس درگیر بوده ام. وقتی شش ساله بودم، هواپیماهای جنگنده عراقی شمال روستای ما را بمباران کردند (روستای سه تلون در رامهرمر) و همه به…

IMG-20151102-WA0000

 

 

 

 

خوزستان سرافراز:گفتگو با نویسنده کتاب من شهروند کشور زمینم.

درباره خودتان و تحصیلات تان بگویید.

عماد: به نام آفریننده زمین و زمینیان. عمادجعفری پورهستم متولد ۱۳۵۹ رامهرمز، و ساکن رامهرمز. دوران دبیرستان را در دبیرستان نمونه دولتی دکتر حسابی اهواز (منطقه سپیدار) گذراندم و سپس وارد دانشگاه شهید چمران اهواز شدم، در رشته مهندسی کشاورزی، گرایش خاکشناسی. در سال سوم دانشگاه از آینده شغلی رشته ام دلسرد شدم و راهی عسلویه شدم. در آنجا به عنوان مترجم انگلیسی-فارسی و سپس افسر ایمنی صنعتی مشغول به کار شدم و در ادامه، مدارک صنعتی گرفتم که معادل لیسانس ایمنی صنعتی هستند و در همین رشته ایمنی صنعتی ۱۴ سال سابقه کار دارم. عمده سوابق کاری ام در پروژه های نفتی جنوب و در تهران بوده اند.

 

 شغل تان چی هست و علاقه تان به نویسندگی از کجا شروع شد؟

عماد: شغل من “ناظر ایمنی صنعتی” است. در حال حاضر در شرکت نفتی سینوپک در ایران (سینوپک یک شرکت بزرگ از کشور چین هست). از کودکی با مقوله جنگ و صلح به طور ملموس درگیر بوده ام. وقتی شش ساله بودم، هواپیماهای جنگنده عراقی شمال روستای ما را بمباران کردند (روستای سه تلون در رامهرمر) و همه به سمت محل بمباران می دویدند. من هم به همراه مادرم می دویدم. پدرم و پسرعموهایم به جنگ رفتند و دو پسرعمویم شهید شدند. شاغل بودن در پروژه های چند ملیتی باعث شد با افرادی از سی ملیت مختلف همکار باشم، ورزش کنم، موسیقی گوش بدهم، قدم بزنم، جلسه بگیرم، درد و دل کنم، به رستوران بروم و … . همیشه در پستوی ذهنم می اندیشیدم که اگر ایران با اسپانیا یا ایتالیا یا ژاپن یا چین یا مصر یا … جنگ کند، من و آقای فلانی (که همکار و دوست صمیمی من شده بود، و مسائل خصوصی خانواده اش را با من در میان می گذاشت) آیا باید به سوی هم شلیک کنیم؟ در باره تفاوت های مان که می اندیشیدم، به مورد مهمی بر نمی خوردم، یا اگر بر می خوردم، دلیلی برای جنگ نمی شدند. کم کم جرقه وبلاگنویسی از مهر ۱۳۸۶ در ذهنم زده شد.

 

 ایده نوشتن این کتاب از کجا به شما الهام شد؟

عماد: تا سال ۱۳۹۰ تقریبا دو هزار مطلب نوشته بودم و برخی از مطالبم در روزنامه ها و سایت های خبری منتشر شده بودند. برخی از مطالبم دوزبانه بودند تا همکاران خارجی ام هم بتوانند در بحث ها شرکت کنند و کامنت بگذارند. در سال ۹۰ کم کم زمزمه کتاب نویسی در ذهن خودم و دوستانم ایجاد شد و یک فایل پاورپوینت ایجاد کردم برای تبدیل مطالب وبلاگی ام به صفحات کتاب دوزبانه.

 

 درباره کتاب بگویید.

عماد: کتاب من یک کتاب دوزبانه و بیست جلدی هست. در سال ۱۳۹۳ جلد اول کتاب را تنظیم کردم و برای یک ناشر ایرانی (ارسطو) و یک ناشر آمریکایی (سوپریم سنچوری) ارسال کردم و سپس پیش نویس قرار دادها و سایر امور اداری طبق روال. در آمریکا منتشر شد و در ایران نیز در فرایند انتشار قرار دارد. انتشار کتاب من عمدتا به صورت رایگان انجام میشود، و انتشار رسمی آن فقط برای اعتبار بخشی و برای تنوع شیوه های خواندن کتاب هست، تا افرادی که به دلیل کهولت سن و یا به دلیل نداشتن علاقه به مطالعه الکترونیک، تمایل به تهیه کتاب کاغذی دارند، امکان تهیه آن را داشته باشند. مهمترین جمله کتاب همان عنوان کتاب هست “من شهروند کشور زمینم”. من از زلزله در شمال ایران ناراحت می شوم، ولی این حس ناراحتی در خصوص زلزله در برزیل نیز عینا تکرار می شود. من از موفقیت علمی جوانان مسلمان در یک دانشگاه خوشحال میشوم، ولی این حس خوشحالی در خصوص موفقیت دانشجویان مسیحی در هلند نیز عینا تکرار می شود. من از پیشرفت موسیقی لری (قومیت خودم) به وجد می آیم، ولی این حس در خصوص پیشرفت موسیقی هندی نیز تکرار میشود و با آنها نیز غریبه نیستم.

 

 آرزوها و برنامه ها و اهداف آتی شما چیست؟

عماد: آرزو دارم این نگرش صلحدوستانه و اهمیت دادن به همدلی بشریت فراگیر بشود و موجی از نویسندگان و فیلم سازان و سیاستمداران و ورزشکاران و … در این راستا تلاش کنند و نفرتها کم بشود. زمین طاقت این همه نفرت را ندارد. زمین ما بدحال است و تمام شاخصهای زیست محیطی (حیات وحش، آبهای قابل استفاده، جنگلها، کیفیت هوا، …) و برخی شاخص های اجتماعی (افسردگی، ترس، امنیت سفر، امنیت تحصیل، …) رو به وخامت هستند، و آرزو دارم این مسیر عوض بشود. تا پایان عمرم در این زمینه قلم می زنم و هم داستان می شوم با مادران و پدرانی که آینده ای زیبا و آرام تر برای نسل های بعد می خواهند.

 

 نکته پایانی را بفرمایید.

عماد: نکته پایانی این که فرایند بررسی کتاب ها و آثار فرهنگی در وزارت ارشاد به طرز فرساینده ای کند است و بسیار شنیده ام از دوستانم که همین کندی ها باعث شده که آنها بی خیال انتشار کتاب و آثار فرهنگی بشوند. امیدوارم این فرایند شفاف تر و سریع تر بشود. ارزیابی اولیه چند ماه زمان می برد، و وقتی کتابی نیاز به اصلاحاتی دارد و اصلاحات توسط نویسنده انجام بشود، باز هم در ارزیابی مجدد باید چندین ماه در انتظار بماند، و این شرایط نتیجه ای جز زدودن انگیزه و اشتیاق فعالان فرهنگی ندارد.

 

( میلاد گل داری)/همشهری

 

FacebookWhatsAppGoogle GmailLineSMSSkypeTelegramViberWeChatTwitterGoogle+Yahoo MailGoogle BookmarksPinterestLinkedInShare

برچسب ها:



انتشار یافته: ۲ نظر
  • عماد جعفری پور
    |
    |
    ۳:۴۵ - ۱۳۹۴/۰۸/۱۲
    سپاس بیکران از خبرگزاری خوزستان سرافراز
  • محمد حسین قدیری
    |
    |
    ۱۲:۵۲ - ۱۳۹۷/۰۵/۲۵
    هر چند بار که این کتاب را بخوانیم باز هم شیرین و سرشار از پند و اندرز و تجربه است و به زمان و مکان محدود نمیشود. یاد ایامی که با هم چای مینوشیدیم.
  • نظرات بینندگان
    نام:
    ایمیل:
    * نظر:
    نظر سنجی

    آیا از عملکرد مسئولان در برگزاری انتخابات شورای شهر اهواز راضی هستید؟

    Loading ... Loading ...
    تازه ترین اخبار
    آ نتورک