کد خبر: 11280
تعداد نظرات: بدون نظر
تاریخ انتشار: ۱۸/ آبان/ ۱۳۹۴ - ۷:۰۶

خوزستان سرافراز:دکتر سیدحسین فاضلی چند سالی است که قطار نابودی محیط زیست خوزستان با سرعت و شتاب بالا به حرکت در آمده است. قطاری که با هدف به ظاهر ارتقاء اقتصادی کشور حرکت خود را شروع نموده است. در این چند ساله حرکت قطار نابودی محیط زیست خوزستان، ارمغان هایی مانند ریزگردها(فقط نام آن از گرد و خاک به ریزگردها تغییر یافت)، باران های اسیدی(یا باران های مسمومی که برای سال ۱۳۹۴ از آن یاد می شود)، باران های خاکستر نیشکر(که برای فرهنگستان زبان و ادب فارسی جهت اعلام نظر پیشنهاد می شود)، تراژدی اسفبار سد گتوند(که از آن از طرف کارفرمایان سد به عنوان افتخار ملی یاد می شود ) و دیگر ارمغان ها، نفع اصلی مردم هشت سال جنگ دیده و آواره خوزستان از پروژه های به ظاهر عمرانی، صنعتی و کشاورزی ملی بوده است. حال با توجه فرموده مقام معظم رهبری یعنی “مسأله محیط زیست، مسأله این دولت یا آن دولت، مسأله این شخص یا آن شخص و مسأله این جریان و یا آن جریان نیست، بلکه موضوعی کشوری و ملی است” و نیز فرمایشات مقام معظم رهبری در دیدار مسئولین حفاظت محیط زیست در اسفند ۱۳۹۳، ابهامات متعدده و سوالات بی پاسخ صریح مطرح می شود…

خوزستان سرافراز:دکتر سیدحسین فاضلی

چند سالی است که قطار نابودی محیط زیست خوزستان با سرعت و شتاب بالا به حرکت در آمده است. قطاری که با هدف به ظاهر ارتقاء اقتصادی کشور حرکت خود را شروع نموده است.

در این چند ساله حرکت قطار نابودی محیط زیست خوزستان، ارمغان هایی مانند ریزگردها(فقط نام آن از گرد و خاک به ریزگردها تغییر یافت)، باران های اسیدی(یا باران های مسمومی که برای سال ۱۳۹۴ از آن یاد می شود)، باران های خاکستر نیشکر(که برای فرهنگستان زبان و ادب فارسی جهت اعلام نظر پیشنهاد می شود)، تراژدی اسفبار سد گتوند(که از آن از طرف کارفرمایان سد به عنوان افتخار ملی یاد می شود ) و دیگر ارمغان ها، نفع اصلی مردم هشت سال جنگ دیده و آواره خوزستان از پروژه های به ظاهر عمرانی، صنعتی و کشاورزی ملی بوده است.

حال با توجه فرموده مقام معظم رهبری یعنی “مسأله محیط زیست، مسأله این دولت یا آن دولت، مسأله این شخص یا آن شخص و مسأله این جریان و یا آن جریان نیست، بلکه موضوعی کشوری و ملی است” و نیز فرمایشات مقام معظم رهبری در دیدار مسئولین حفاظت محیط زیست در اسفند ۱۳۹۳، ابهامات متعدده و سوالات بی پاسخ صریح مطرح می شود از جمله، مسئولین از دولت های گذشته تا امروز نسبت به درخواست و حساسیت های مقام معظم رهبری درباره محیط زیست استان خوزستان چگونه اقدام کرده اند؟ آیا برای حفاظت محیط زیست خوزستان، قوانین جامع و لازم را آماده سازی، تدوین یا اجراء نموده اند؟ و سوالات و ابهامات دیگر که نشان داده است ضعف های اجرایی و نداشتن برنامه ریزی مستمر همراه با آینده نگری درباره محیط زیست استان خوزستان وجود داشته است و کارنامه قابل قبولی از مدیریت و اجرا را نشان نمی دهد.

در راستای عملکرد مسئولین ذی ربط در حل چالش های زیست محیطی ایجاد شده در جلگه خوزستان و کند کردن حرکت قطار نابودی یا حداقل جلوگیری از به مخاطره انداختن زندگی مردم، تراژدی اسفبار دیگری به نام “شعارهای عمل نشده” شروع می شود. شعارهایی که در زمان اوج تشوش های اذهان مردم خوزستان ارائه می گردد و بعد از آن به فراموشی سپرده می شد یا با گذشت زمام هیچ وقت چالش ها حل نمی شود. به عنوان نمونه، این سوال از ریاست حفاظت محیط زیست به عنوان متولی وضعیت محیط زیست کشور پرسیده می شود که “بعد از چندین سال اتفاق افتادن ریزگردها و پیامدهای اقتصادی-اجتماعی آن در استان خوزستان، بسته حمایتی که قول آن را از طریق رسانه ها و حتی صدا و سیما به عنوان رسانه ملی، داده بودید چه شد؟”
اگرچه شعارهای عمل نشده مقوله جدیدی نیست و به عنوان ترفندی با اهداف مختلف از آن استفاده می شود ولی تنها چیزی که به ذهن مردم خوزستان خطور می کند فرموده مقام معظم رهبری است که “از این پس مردم باید قضاوت کنند که کدام دستگاهها به وظیفه خود برای حفظ محیط زیست عمل می کنند و کدام دستگاهها برای حفظ محیط زیست، تلاش و اقدام لازم را انجام نمی دهند”.

ابهامات و سوالات بی پاسخ محیط زیست خوزستان که به عنوان ابزاری مناسب و کارآمد برای انجام پروژهای غیر کارشناسی به ظاهر ملی هستند که هر کدام زمینه نابودی محیط زیست خوزستان و به مخاطره انداختن زندگی استان را دارد. به عنوان نمونه، نباید فراموش نمائیم که سد گتوند به عنوان یک پروژه به ظاهر ملی که روزی افتتاح آن به عنوان افتخاری برای کشور محسوب شده بود، به چه سرنوشتی مبتلا شد؟ چه تبعات و پیامدهای خطرناکی را برای جلگه خوزستان و مردم آن داشت؟
حال سوالات دیگر پیش می آیند که چرا فکری به حال پروژهایی که علیرغم مخالفت شدید داتشگاهیان، پژوهشگران و نمایندگان مجلس شورای اسلامی درحال افتتاح یا انجام است نمی شود؟ چرا بعد از انجام یک فاجعه زیست محیطی، باید به فکر راه حل افتاد؟

در این راستاء، صنعت نیشکر که از آن به عنوان یکی از بزگترین آلود کننده های محیط زیست یاد می شود هر روز به بهانه ای محیط زیست استان خوزستان را به پای مرگ می رساند. به طوری که در باران های مسموم سال ۱۳۹۴ که هزاران نفر را به بیمارستان راهی کرد و حتی گزارش مرگ اعلام شده بود، سوزاندن نیشکر به عنوان یکی از گزینه های مهم باران های مسموم اعلام شده بود. حال با توجه به فاجعه اسفبار پیش روی صنعت نیشکر، قرار است با صنعت نیشکر چه برخورد قانونی شود؟
یاس و نامیدی در مردم در قبال برخورد قانونی و رسیدگی قضائی با نابودکنندگان محیط زیست خوزستان وجود دارد. به عنوان نمونه، بعد از چند سال، چه برخورد قضائی و قانونی با عاملان باران های اسیدی شده است؟ چرا بعد از چند سال و با توجه به پیش روی داشتن سال ۱۳۹۵، علل باران های اسیدی در ابهامات بوده است؟ و دیگر سوالات که نشان از ابهامات باران های اسیدی و عاملان دارد.

اگرچه هیچ وقت نباید فراموش نمودکه همیشه این قاعده و اصل حاکم بوده است که مردم خوزستان باید تاوان پروژهای غیر کارشناسی نابود کننده جلگه خوزستان را پرداخت نمایند. به عنوان نمونه، به چه گناهی هزاران بیمار باران های مسموم پاییز ۱۳۹۴ باید پول خود را  صرف هزینه مداوا و درمان کردند؟

متاسفانه گاهی ابعاد تاوان پس دادن مردم در اثر چالش های زیست محیط، ابعاد گسترده و پیچیده ای پیدا می نماید به طور که مردم را تا حد نابودی می رساند. به عنوان نمونه در تراژدی سد گتوند، آوراه گی مردم قلب هر انسانی را به درد می آورد. مردمی که باید زمین های خود را ترک می کردند و با فروش زمین های خود که حتی معادل قیمت چند متر زمین  حاشیه شهر نمی شد، به سمت شهر مهاجرت می کردند. مگر این مردم، بخشی از مردم ایران به عنوان بخشی از بالاترین سرمایه ملی نیستند؟ راستی سوال دیگری که خطاب به وزارت نیرو و سازمان حفاظت محیط زیست مطرح می شود این است که با این وضعیت مردم و سد گتوند، مقوله امنیت و صلح اجتماعی چه می شود؟

جالب تر، با توجه نمود غیر قدرتمند سازمان حفاظت محیط زیست، شرکت های نابود کننده محیط زیست خوزستان به جای قبول چالش های زیست محیطی خودشان و حل چالش های زیست محیطی ایجاد شده توسط خودشان به دنبال متهم کردن همدیگر و اصطلاحاً “وقت کشی” هستند. به عنوان نمونه، شرکت نیشکر به جای دنبال نمودن و جمع آوری  اطلاعات بر علیه شرکت آب و نیرو و مقوله سد گتوند، بهتر است فکری به حال چالش های زیست محیطی خودش مانند سوزاندن نیشکر که به عنوان گزینه مهم باران های مسموم شناخته شد بکند و این مقوله درباره شرکت آب و نیوری ایران به عنوان متولی سد گتوند نیز صادق است. اگرچه این ترفند بحث انحرافی و متهم کردن، ترفند کارآمد و موفقی برای فعالیت های شرکت های مخرب خوزستان بوده است و هیچ نوع سود عملی برای نجات محیط زیست خوزستان نداشته است.

با توجه به بروکراسی اداری موجود، چشم امید مردم خوزستان به مقام معظم رهبری همانند گذشته است تا محیط زیست خوزستان نجات یابد و از سازمان حفاظت محیط زیست انتظار می رود تا با موضع صریح و بدون اغماض و با توجه به اهمیت و تاثیر سلامت محیط زیست در زندگی مردم، نسبت به ارائه گزارش کامل از فجایع زیست محیطی خوزستان مانند وضعیت باران های مسموم چند ساله موجود در استان خوزستان اعلام نظر نماید و نسبت به تعیین تکلیف لازم نسبت به گزینه های پیشنهادی مهم مانند سوزاندن نیشکر و عوامل آن یعنی شرکت نیشکر اقدام نماید زیرا آنچه برای مردم استان خوزستان مهم است توجه به هشدارهای مقام معظم رهبری است نسبت به نابودی محیط زیست و نه غیر از آن. اگر سازمان حفاظت محیط زیست نیز توانایی حل چالش های زیست محیط و تسلط بر وضعیت موجود را ندارد، رسماً اعلام نمائید.

اگرچه این نگرانی و سوال از ریاست سازمان حفاظت محیط زیست وجود دارد که راستی مردم استان خوزستان بعد  از فجایع غیر قابل انکار زیست محیطی مانند سد گتوند، ریزگردها، باران خاکستر نیشکر و بوی تعفن نیشکر، و دیگر فجایع زیست محیطی مانند فاجعه باران های مسمومی چند ساله، آیا باید منتظر فاجعه زیست محیطی دیگری باشند یا این آخرین اغماض ارزیابی سازمان حفاظت محیط زیست از محیط زیست خوزستان است؟

FacebookWhatsAppGoogle GmailLineSMSSkypeTelegramViberWeChatTwitterGoogle+Yahoo MailGoogle BookmarksPinterestLinkedInShare

برچسب ها:



نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:
نظر سنجی

آیا از عملکرد دولت روحانی و سیاست هایش راضی هستید؟

Loading ... Loading ...
تازه ترین اخبار
آ نتورک