کد خبر: 16764
تعداد نظرات: يك نظر
تاریخ انتشار: ۲۳/ اردیبهشت/ ۱۳۹۵ - ۰:۴۰

رفتنش نیز چون آمدنش بی صدابود وشوک انگیز

روزی که دولت اصلاحات سرکار آمد هیچکس تا دقیقه نود نمیدانست گزینه سکانداری استان به مقتدایی میرسد ولی آمد و برخی در شوک آمدنش بودند.

امروز هم که رفت هیچکس نمیدانست فردای روزی که میزبان رسانه است خواهد رفت بی صدا و آرام رفت تنها خودش میدانست میرود ورفتنش نیز شوک برانگیزبود

مروری بر خاطرات رسانه با اسطوره خواهم داشت :

روزمعارفه ایشان بر هیچ رسانه ای وخبرنگار و مسئولی پوشیده نیست.

پشت تریبون اعلام کرد با ماشین شخصی خودم آمدم و تمام دکور دفتر کارم را طوری چیدم که موقع رفتنم دل وابستگی نداشته باشم.

مقتدایی گفت ورژن ۲ باتجربه تر ازپیش آمد و نقطه بحرانی امیدست همه جهت رونق استان و خودکفایی شهر واستان و ایجاد آرامش شهروندان یک صدا ویک دست باشیم.

از ساز وکرنای آبادان گفت وهمه مجلس یکصدا خندیدند.

آن روز که آمد گویا استان پدرش را در آغوش گرفت پدری مهربان.مقتدر وشجاع .نترس و جسور و دلسوز

با امدنش سیل عظیم وزرا و مسولان پایتخت نشین به شهر اهواز واستان بیش ازپیش بازشد.

هفته ای که وزیری ومعاونی نیامده باشد نبود.

واین یعنی خواستن مقتدایی

او میخواست تا بالانشینان پایتخت مشکلات مردم را حضوری ببینند و درک کنند. وخواستن توانستن شعارعملکردش بود.

روزی که خانم ابتکار قراربود بیاید وفردای ان روزش آمد در بدترین شرایط آب وهوایی شهر واستان درنشست خبری یکی ازبچه هاخطاب به بدقولی ابتکار گفت :

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

مقتدایی بیخ گوش ابتکار ودرفاصله بغل دستی اش گفت

حالا که آمد چه گلی برسرما زد که گلایه دیروز را میکنید.

این یعنی جسارت مدیریتی بعنی شجاع بودن ونترسیدن از گفتن حق وحقیقت

و گفت ازخاکی که برسرمان میشد از تبعات خاک از بیماران تنفسی و ریوی وشرایط بد اب وهوایی وخاکی استان

گفت وخواست که مشکل حل شود معضل نشود.با قاطعیت خواست و باصلابت

آنروز که همه از هور العظیم و شادگان میگفتند باز ابتکار را فراخواند اینبار او را سوار بر قایق روانه آب در بیشه زار کرد .

بلم(قایق)حامل ابتکار چپ کرد

شناگر خوبی بود و خودرا به قایق رساند.

اما استاندار دوحالت داشت یکی اینکه ناراحت ازجهت چپ شدن قایق ودیگر خوشحال که خانم ابتکار درد مردم رابرتن احساس کرد و درآب خیس غم آن منطقه شد.

سفر وزیر بهداشت رایادتان هست

حضور وزیر بهداشت درست در روزی که گردو غبار در اهواز بیداد میکرد

کل شهر را خاک گرفته بود.

وخاک از سر ورویمان بالا میرفت

آنروز مصادف با ۲۲ بهمن سال گذشته بود

مقتدایی بدون ماسک مسیر راهمپیایی را حرکت میکرد

او ماسک نپوشید تا وزیر هم نزند و کمی خاک بخورند چون مردم عادی

تا بفهمند مردم چه میکشند و چه میخورند .

صبح روز بعد برخی رسانه ها ایشان رازیر سوال بردند که چرا ماسک نزدند.

برخی نیز تیتر روزنامه زدن؛

که نزدن ماسک درحضور وزیر بهداشت نشان از عنوان کردن درد و آه مردم ازاین خاک ست

مقتدایی کاربلد وپیام رسان خوبی بود.

باشیوه خودش راهها را درست میرفت.

سفرهای شهرستانی یادتان ست

ساعت ۵ یا ۶ صبح همه گوش به زنگ بیدارمی شدیم .

همه به شوق همراهی این ابر مرد واسطوره جهت شرکت در برنامه های شهرستانی لبیک گویان ایشان را همراهی میکردیم.

چقدربا مردم در شهرستان هاصمیمی بود و مهربان

خاکی و خودمانی واین بود که من خبرنگار و رسانه با افتحار دراین سفرها ایشان را همگام وهمراه باشیم.

قلم دروصفش چه ها که نمی نوشت

هرآنچه که ما می دیدیم قلم عین حقیقت را مینوشت.

ای اسطوره یادت بخیر

یاد اصطلاحاتی که به زبان خودمانی میگفتی وبه جلسه تنوع خاصی میدادی

درگفتارت؛ هم نقد میکردی واشاره

وهم درس میدادی

اما آخرین نشست خبری با اهل رسانه که مارادرشوک برد.

صبح به امید دیداری دوباره و طرح سوالات خود که ازشب آماده کردیم بیدارشدیم تا کم کم خودرا برای نشست مطبوعاتی آماده کنیم .

ساعت ۹ رانشان میداد و بدترین خبر مارا پنجر کرد همه دوستان خبری پیام وتلفن بهم میزدیم و آه میکشیدیم که چرا !!؟؟

این دروغ ست!!؟؟

ولی متاسفانه درست بود

میزبان مطبوعات میهمانی را بهم زد

باورش سخت ودرکش از عهده ما خارج بود.

به اینکه مقتدایی

دلسوز استان ؛

اسطوره و سکاندار استان دیگر نیست .

خدای من چه دیدم وچه خواندم وچه شنیدم

یعنی مقتدایی رفت اما کجا!!؟؟

چرا!!؟؟؟

میهمانان را شوک عجیبی دادی

میزبان

بدون خداحافظی با رسانه رفتید

رسانه ای که مقتدایی را دوست داشت و قبول.

رسانه ای که درسرما و گرما و خاکی و بارانی در کنارش بود.

اسطوره شهرم؛

در وصفت تو باید شعرها و غزلها و کتابها نوشت.

تیتر اول روزنامه ها؛

دیگر روزنامه ای نخواهم خرید که درصفحه اولش

عکستان درآن نباشد .

ای کسی که استان رادر سخت ترین شرایط پذیرفتی

و دربحرانی ترین موقعیت رها کردی

چنان شتابان و ارام رفتی که به ما فرصت تشکر و سپاسگزاری ندادی

رفتی اما بدان همیشه در قلب و ذهن وخاطره من شهروند رسانه ای تا ابد زنده ای

خداحافظ ای مرد روزهای سخت

ای اسطوره

ای پدر

ای برادر خوب مردمان شهرم

هرکجا هستی خدا یارت باد.

عفت فتحی.خبرنگار

FacebookWhatsAppGoogle GmailLineSMSSkypeTelegramViberWeChatTwitterGoogle+Yahoo MailGoogle BookmarksPinterestLinkedInShare




انتشار یافته: يك نظر
  • محمدی
    |
    |
    ۴:۱۸ - ۱۳۹۵/۰۳/۲۱
    درود بر دکتر مقتدایی و درود بر شما مردم قدر شناس
  • نظرات بینندگان
    نام:
    ایمیل:
    * نظر:
    نظر سنجی

    آیا از عملکرد مسئولان در برگزاری انتخابات شورای شهر اهواز راضی هستید؟

    Loading ... Loading ...
    تازه ترین اخبار
    آ نتورک