کد خبر: 17573
تعداد نظرات: بدون نظر
تاریخ انتشار: ۲۴/ خرداد/ ۱۳۹۵ - ۴:۴۳

با برکناری مقتدایی زخمی بر چهره خوزستان نشست که به‌سادگی التیام نمی‌شود.

یادداشتی از ستار حیدری در خوزستان سرافراز:


شب گذشته که برای صرف افطاری به یکی از حسینیه‌های شهر دعوت بودم پس از صرف غذا و برچیدن سفره در جمع قابل‌توجه ای از روزه‌داران نشسته بودم از گفتگوی مردم فهمیدم که همه از اوضاع کنونی استان و عزل دکتر مقتدایی به‌شدت نگران‌اند.

جوانی خوش‌سیما و مؤدب ملبس به لباس روحانیت  با فردی که در کنارش نشسته بود و ظاهراً از کارمندان شرکت نفت بود صحبت می‌کرد، شنیدم که می‌گفت ضربه‌ای که می‌خواستند به استان زدند، با برکناری مقتدایی زخمی بر چهره خوزستان نشست که به‌سادگی التیام نمی‌شود.

برای من جالب بود که یک طلبه این‌قدر به موضوع علاقه‌مند و نگران استان است، به  او گفتم حاج آقا نگران نباشید حتماً کسی را بجای ایشان منصوب می‌کنند. گفت نه،  کسی نمی‌تواند از حقوق استان این‌طور دفاع کند، همه به فکر حفظ صندلی خود هستند، واقعاً این مرد جرئت خاصی داشت.

یک مرد میان‌سال بازاری که او را می‌شناسم مغازه لاستیک‌فروشی دارد در خیابان ۲۴ متری،  از من پرسید بالأخره چه می‌شود؟ کار بدی کردند، حیف شد.  یک استاندار مردمی، دلسوز، بچه استان، از این بهتر از کجا می‌آورند؟

جوان رشیدی که تک پوش سیاهی به تن داشت با عصبانیت گفت لابد یک غیربومی می‌آورند مثل آن دفعه! خوشبختانه جوانان دانشجو هم در جمع ما کم نبودند آن‌ها بحث را کشاندند به دموکراسی و حقوق متقابل دولت و ملت و از این حرف‌ها. یکی از آن‌ها گفت من پاک گیج شده‌ام مگر نه اینکه کشور ما جمهوری است و اساس و پایه نظام بر مردم‌سالاری استوار است؟ مگر هدف انقلاب این نبود که مردم خود متولی انجام امور خود باشند؟ پس الآن مردم در کجای این مبادله هستند ؟ چرا کسی به حرفشان گوش نمی‌دهد؟

بحث داشت هرلحظه جذاب‌تر می‌شد، آن طلبه جوان از دانشجویان داغ‌تر بود. به یاد سخن زنده یا دکتر علی شریعتی افتادم که گفت “من برای تغییر در این کشور به طلبه‌ها بیشتر از دانشجویان امیدوارم” برادر روحانی ما گفت والله مردم که در این ۳۷ سال کم نگذاشتند آن از انقلاب، آن از دفاع مقدس، آن حضورمیلیونی در راهپیمائی‌ها، آن مشارکت گسترده در انتخابات، مردم دیگر باید چکار کنند؟ سال ۱۳۹۳در آن گردوخاکی که همه داشتیم خفه می‌شدیم مردم خوزستان در راهپیمایی ۲۲بهمن به‌طور گسترده شرکت کردند که دنیا تعجب کرد و خبرش در رادیوها و تلویزیون‌های خارجی پیچید اصلاً اگر همراهی مردم نبود نظام می‌توانست دوام پیدا کند؟

بزرگ‌ترین امتیاز نظام ما پایگاه مردمی اوست. یکی از  دانشجویان گفت حاج آقا شما قبول داری که مردم در انتخابات اخیر مجلس و خبرگان به‌وضوح خواهان تغییر بودند؟ طلبه جوان با تأکید گفت بله که قبول دارم اظهرمن الشمس بود. همان دانشجو که کمی عصبی شده بود گفت آقا مردم توسعه می‌خواهند والسلام.

درخواست اصلی گروه‌های مختلف مردم در این برهه از زمان استقرار دمکراسی به معنای واقعی و سپردن امور به دست افرادی است که توسعه محور و امانت‌دار رأی مردم باشند. دوست بازاری گفت یک‌جور حرف بزنید که ما هم بفهمیم. طلبه گفت می‌فهمی حاج صادق، شما از همه ما بیشتر می‌فهمی! بقیه خندیدند مرد لاغراندام و شیک‌پوشی که گویا از فرهنگیان بود گفت دموکراسی یک جاده دوطرفه است اما تبدیل به یک اتوبان یک‌طرفه شده مردم پاسخگوی درخواست مسئولین هستند اما مسئولین گوششان بدهکار حرف مردم نیست!

همین ماجرای آقای مقتدایی یک ماه است (حاج صادق گفت دقیقاً۳۵ روز )که ایشان را از مدیریت استان برکنار کرده‌اند در این مدت طبقات و اقشار مختلف مردم از طرق مختلف باواسطه یا بی‌واسطه به مقامات ارشد نظام گفته‌اند که ما می‌خواهیم ایشان برگردد دلیل این اصرار مردم هم معلوم است مردم خوزستان پی برده‌اند که فکر مقتدایی توسعه محور است و فوق‌العاده پرتلاش و پرانرژی هم هست، هم درد استان را می‌داند و هم برای این دردها که یکی دوتا هم نیست درمان دارد خوب آیا این درخواست مردم جوابش چیست؟

مدیریت در خوزستان با همه جای کشور فرق می‌کند همه‌جا یک انقلابی کردند و بعد رفتند پی زندگی خودشان در صورتی که ما تا ده سال بعد از انقلاب درگیر جنگ بودیم این‌که مثل روز روشن است عقب‌ماندگی‌های خوزستان با مدیریت لاک‌پشتی و محافظه‌کارانه جبران نمی‌شود وقتی یک آدم پرتلاش و با دل و جرئت پیدا می‌شود و استان می‌رود که حرکتش را شروع کند، عزلش می‌کنند. من هرچه نگاه می‌کنم در انقلاب در جنگ در سازندگی در مجلس در اجرا این مرد حضورداشته و در خدمت کشور و ملت بوده جانبازان، ایثارگران، خانواده‌های شهدا مردم کوچه و بازار همه ایشان را می‌خواهند پس گیر کار کجاست؟

تا جایی که من می‌دانم مردم بوشهر و هرمزگان هم به ایشان علاقه خاصی دارند این علاقه بی‌علت نیست. طلبه جوان به قصد رفتن بلند شد دیگران هم برخاستند، یکی از دانشجویان پرسید حاج آقا رضوی (نام روحانی جوان بود) به قول اهل تلویزیون کلام آخر را بفرمایید؛ آقای رضوی گفت همین‌که گفتم دولت باید برای این زخم عمیق فکری کند وگرنه این زخم بر چهره استان سال‌های سال می‌ماند اضافه کنم به نظر من در حقیقت این مثل یک لکه سیاهی در پرونده دولت تدبیر و امید خواهد ماند.

 

FacebookWhatsAppGoogle GmailLineSMSSkypeTelegramViberWeChatTwitterGoogle+Yahoo MailGoogle BookmarksPinterestLinkedInShare
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:
نظر سنجی

آیا از عملکرد دولت روحانی و سیاست هایش راضی هستید؟

Loading ... Loading ...
تازه ترین اخبار
آ نتورک