کد خبر: 28182
تعداد نظرات: بدون نظر
تاریخ انتشار: ۲۱/ مرداد/ ۱۳۹۶ - ۲:۲۴
دل نوشته ای در وصف شهید عاشق"

سلام بر شهید عاشق محسن حججی و همه شهیدان مدافع حریم اهل بیت علیهم السلام که خود را فدای امنیت و آرامش مسلمانان مظلوم و مبارزه با جنایت و شقاوت تروریست‌های تکفیری و حامیانشان کردند.

سلام بر شهید عاشق محسن حججی

عطر شهادت فرزندان غیور ایران زمین این بار نه از خاکهای تفتیده جنوب بلکه از خرابه‌های شام و صحرای حلب به مشام می‌رسد.
تاریخ باید بداند دفاع از حرم عمه سادات حضرت زینب(س) دلیل نمی‌خواهد، راهنمایش دل است و بهانه‌اش هم دل و بیعت حسینیان زمان بیعتی است به‌رنگ خون که جلوه‌ای از این عهد و پیمان را پیکر مطهر شهدای مدافع حرم به تصویر کشیده‌اند.

شهیدی که غیرت و صلابت نگاه وصف ناشدنی او دنیا را به لرزه درآورد در سال ۱۳۷۱ در شهر نجف‌آباد اصفهان به دنیا آمد و از جمله رزمندگان دلاور مدافع حرم بود که در خاک سوریه به شهادت رسید.

این جهادگر فرهنگی از فعالان ترویج و تبلیغ کتاب بود و اقدامات جهادی را در اردوهای سازندگی برای خدمت به مناطق محروم انجام داده و از خادمین راهیان نور در مناطق عملیاتی دوران دفاع مقدس بود.

محسن می خواست در راه زینب {س}بی سر شود ,که شد

تصویری از اسارت محسن توسط گروه تروریستی داعش به سرعت در فضای مجازی و خبرگزاری های معتبر بین المللی منتشر می شود, شیربچه ایران زمین با اقتدار و صلابت ایستاده است ,تصویر محسن دنیا را به لرزه درآورد.

مردم مومن و ولایتمدار ایران اسلامی هر کاری می کنند آن تصویر از ذهنشان بیرون نمی رود,آن دود و آن چادر سفید در پس زمینه عکس  ,دلها را به عصر عاشورا و روضه غارت خیمه ها می برد.

شجاعت و مردانگی محسن در تاریخ ماندگار شد,او مظلومانه رفت و ما هنوز گرفتار بازار تعلقات دنیا هستیم……

محسن جان روز اسارتت مراسم تحلیف بود,فدریکا موگرینی هم آمده بود…

محسن جان باورت نمی شود همان روز عده ای در خانه ملت بدنبال گرفتن سلفی حقارت از سر و کول هم بالا می رفتند…

محسن عزیز , کاش میشد در کنارتان بود ,کاش میشد فرار کرد از همه نیرنگ ها و ناپاکی ها و بدی های روزگار ما…

کاش میشد دوباره حضورتان غبار از دل های آلوده یمان بزداید…

کاش باز هم میزها سنگر شوند و لباس های مجلل…همان لباس های خاکی و زیبا

دلم گرفته از این همه رنگ و ریا

اصلا بهتر است ننویسم , دلم لک زده برای سادگی…

راستش را بخواهی هیچ چیزی در آخرین عکست به اندازه رگ های ورم کرده گلویت دلم را آتش نزد…

خوش انصاف چرا همه چیز تو شبیه روضه است ,نمی دانم به کودک سه ساله ات چه بگوییم…

بگوییم پدرت رفت با تکفیری ها بجنگد تا اینجا عده ای در امنیت کامل بدنبال دعواهای سیاسی و رسیدن به صندلی قدرت باشند….

محسن جان , قلمم خسته تر از آن است كه بنويسد از سفر

رفتید و مهمان سيد الشهدا(ع)شدید و ما جامانده هاي غريب ميسوزيم از داغتان و فراقتان خاكسترمان ميكند…

درود خدا بر نخل‌های بی سر سرزمین شهامت و استقامت که عاشقانه و مظلومانه در راه عزت و شرف ایران و اسلام جان عزیز خود را تقدیم کردند.

*یادداشتی بقلم رضا شیرالی

 

FacebookWhatsAppGoogle GmailLineSMSSkypeTelegramViberWeChatTwitterGoogle+Yahoo MailGoogle BookmarksPinterestLinkedInShare

برچسب ها:



نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:
نظر سنجی

آیا از عملکرد مسئولان در برگزاری انتخابات شورای شهر اهواز راضی هستید؟

Loading ... Loading ...
تازه ترین اخبار
آ نتورک