کد خبر: 29484
تعداد نظرات: بدون نظر
تاریخ انتشار: ۱۰/ دی/ ۱۳۹۶ - ۴:۳۳

حکومت های اینچنینی از درون متزلزل و ستون های آنان سست و بی بنیان میشود و با کوچکترین لرزشی فرو میریزد.

یادداشتی بقلم منصور فاضلی در خوزستان سرافراز/ در گیتی پهناور و عالم هستی جامعه شناسی نقش موثری در جوامع و پیشرفت های بشری و دسترسی به علوم و همچنین بروز تکنیک های روانشناختی و همزیستی ها داشته اند.

آنچه به وضوح پیداست جامعه شناسان تلاش نموده اند تا از منظر جامعه شناسی انواع حکومت ها و جوامع را با شناختی که خود بر اثر تحقیقات و بررسی زوایای پیدا و پنهان زمامداران بدست آورده اند تعریف نموده.

نظام ها و ساختار تشکیلات حکومتی و حکمرانی های متفاوتی در طول تاریخ داشته اند ، به همین دلیل شکل کلی این نظام ها از لحاظ شکلی و ماهوی و انواع حکومت ها و جوامع را بر اساس نوع نظام و ساختار آن حکومت تعریف و تشریح می نمایند .

در بین حکومت های مستقر در جهان تا پیش از رنسانس سه نوع حکومت همیشه حاکم بر جوامع بوده اند . حکومت های الیگارشی و حکومت های اریستوکراسی ، و دموکراسی
الیگارشی به حکومت هایی اطلاق میشود که چندین خانواده معدود بر یک جامعه مسلط میشوند و با جمع آوری ثروت فاصله خود را با جامعه و مردم بیشتر کرده این نوع حکومت بر اساس رانت و بدور از هر شاخصه ای بر جامعه حاکم میشوند و آنچنان فقر بر جامعه مستولی میشود که تقریبا شکافی عمیق بین حکومت حاکمه و جامعه پدیدار میگردد.

حکومت های اینچنینی از درون متزلزل و ستون های آنان سست و بی بنیان میشود و با کوچکترین لرزشی فرو میریزد.

اما وجه مخالف این نوع از حکومت اریستوکراسی است حکومتی بر پایه فضیلت ، نجیب زادگان و مفاخر و شاخصه ها و توانمندی ها و حکومتی بر اساس کمال انسانی است .
اما نوع سوم حکومت که بعد از رنسانس در جوامع اروپایی شدت گرفته؛دموکراسی است حکومتی بر گرفته از مردم.
در این نوع از حکومت جامعه ای رو به رفاه با گستره فزاینده کمال انسانی است.انسان دراین نوع نظام های حکومتی از جایگاه والایی برخوردار است و عزت و کرامت انسانی را میتوان از شاکله وجودی چنین حکومت هایی دانست. ساختار شکلی این نوع از جوامع قانونمداری است و جملگی تابع قانون ، هیچگونه ساختار شکنی در اینگونه جوامع دیده نمیشود و اهمیت آن در این است عالی ترین فرد جامعه با ضعیف ترین آن به لحاظ اجتماعی برخوردار از یک جایگاه است.
در نگاه امروزی به انواع حکومت ها مدرنیته میتوان احساس نمود که بیش از بیش به تسخیر دموکراسی در آمده اند ولی هنوز هستند جوامعی که اسما دموکراسی را نصب العین به همراه دارند اما رسما تابع حکومت های الیگارشی هستند .
این جوامع به ناچار راهی برای برون رفت از این معضل خواهند یافت خود را برای دموکراسی واقعی آماده خواهند کرد .
اما در جوامع با حکومت اسلامی
از نظر اسلام مالک اصلی این جهان خداست و تنها اوست که حق دارد نوع حکومت را مشخص نماید و هیچ انسانی بدون اجازه الهی حق حکومت بر دیگری را ندارد و اگر چنین حکومتی را تشکیل دهد ظالم است و در چند آیه از قرآن حکم کردن به غیر آنچه خدا نازل کرده نهی شده و آن را مصداق ظلم، فسق و کفر شمرده است: «مَن لَم یِحکُم بَما اَنزَلَ اللّهُ فَاولئِکَ هُمُ الظّالِمون» کسانی که به حکم خدا گردن ننهند، ظالم ، فاسق و کافر هستند و خداوند چون علم ظاهر و باطن را در اختیار دارد، افرادی را که از نهادشان خبر دارد و آنها را شایسته پیامبری می‏داند، بعنوان پیامبر انتخاب می‏نماید و حکومت را به این گروه واگذار می‏نماید.
در قرآن کریم از ابراهیم (ع) نقل می‏فرماید که حضرت ابراهیم سؤال نمود که آیا امامت که حکومت نیز از شؤون آن می‏باشد به فرزندان من هم می‏رسد. خداوند می‏فرماید: اگر ظالم باشند، نه، «قالَ اِنِّی جاعِلُکَ لِلنّاسِ اِماماً قالَ وَ مِن ذُرّیَتی قالَ لا یَنالُ عَهدی الظّالِمینَ».
بنابراین در اسلام حکومت‏های موروثی و طبقاتی وجود ندارد. بلکه حکومت از آن کسانی است که عالم و با تقوی باشند، بعد از پیامبر اسلام (ص) حکومت به ائمه علیهم السلام منتقل شد و چون مردم آمادگی پذیرش آنها را نداشتند، حکومت ظاهری بعد از حضرت علی (ع) تشکیل نگردید. و در دوران غیبت، امام زمان (عج)، شیعیان را به مجتهدین جامع الشرائط ارجاع داده‏ اند و آنها را حجیت خدا برای انسانها معرفی کرده‏ اند. ولایت فقیه در عصر غیبت یعنی حکومت علم و تقوی و مادامی که فقیه جامع الشرائط در حکومت باشد، فرمان او را باید پذیرفت و بر خلاف آن عمل نکرد. و هر فرد دیگری که زیر مجموعه حکومت اسلامی است باید حکم مشروعیت خود را از ولایت فقیه بگیرد والا حکومت طاغوت خواهد بود و هیچ مشروعیتی نخواهد داشت.در چنین نوعی از حکومت ساختارش به امام و ملت باز میگردد؛مفهومی که از ساختار این حکومت به نظر میرسد.

این است که مردم تابع امر یک امام هستند و این امام است که شرایط و سیاست های جامعه را تبیین مینماید .در جامعه امروزی اما به این وجه ،وجهی دیگر اضافه گردیده بنام جمهوریت که برخواسته از انتخاب مردم .

در این نوع از حکومت یک نفر به واسطه جامعه برای اجرای قانون اساسی انتخاب و مسئولیت اجرایی جامعه را بر عهده میگیرد.با توجه به نوع حکومت اسلامی میبایست با حکم امام جامعه فعالیتش را آغاز نماید .در این نوع از جوامع برخی اختیارت بر عهده امام جامعه و برخی اختیارت بر عهده جمهور مردم است.

جامعه کاستی های خود را از جمهور مطالبه میکنند و در نهایت مشکلات و موانع و کاستی ها را ایشان میبایست مرتفع نماید .زیرا جمهور با شرایط وضع موجود یک جامعه و ارزیابی مطلق آن ، خود را داوطلب حل این چالش ها میکند و یحتمل این قدرت تفکر و اندیشه را در خود میبیند که میتواند مشکلات را مرتفع و جامعه را بر سر منزل مقصود برساند .
اما چرا تاکنون روسای جمهور در عملکردشان موفق نبوده اند .این سوالی است که همواره در اذهان کنشگران و فعالان و روشنفکران و احاد جامعه مطرح است و جواب مشخصی برای آن یافت نشده.

العاقبه للمتقین اللهم و اجعلنا من المتقین
منصور فاضلی

FacebookWhatsAppGoogle GmailLineSMSSkypeTelegramViberWeChatTwitterGoogle+Yahoo MailGoogle BookmarksPinterestLinkedInShare

برچسب ها:



نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:
نظر سنجی

آیا از عملکرد مسئولان در برگزاری انتخابات شورای شهر اهواز راضی هستید؟

Loading ... Loading ...
تازه ترین اخبار
آ نتورک