کد خبر: 30509
تعداد نظرات: بدون نظر
تاریخ انتشار: ۳/ تیر/ ۱۳۹۷ - ۱:۱۰

اسفنديار ؛رفيق سالهاي دورم ،خبر كوچ بي بازگشتت را در راهروي بيمارستان،اطلاع دادند اما براي من انگار شوخي سيزده بود.

🔸محسن مرادي/روزنامه نگار

اسفنديار ؛رفيق سالهاي دورم ،خبر كوچ بي بازگشتت را در راهروي بيمارستان،اطلاع دادند اما براي من انگار شوخي سيزده بود.

فروردين كه ماه از دست رفته هاست اما اين خبر از قلمرو دروغ سيزده ،دو ماه بعدتر ،ذهن و زبان را درگير سكوتي تلخ و دردناك كرد با طمعي از جنس داغ كوچ رفيق هنرمندِ هميشه ِشاد :اسفنديار رنجبري.

سال ٨٥ اولين مصاحبه ام را با اسفنديار رنجبري با ان صداي شاد و پرانرژي در دفتر نشريه كه انجام دادم بناگاه اسفنديار با صداي مخصوص به خود،از تازه ترين ترانه ايي كه هنوز آهنگي براي ان ساخته و تنظيم نكرده بود دقايقي جو دفتر و اذهان را مجذوب خودكرد.سادگي و صميمتش و حس اش در ايجاد پيوند و دوستي ها بي مانند بود.اسطوره ايجاد پل ارتباطي.

او رفيق مهرباني ها و شادي ها تنها نبود.غمخوار بود،غمخوارِ رفقا و ايل اش.

هنوز بر اريكه ي سمندِ سپيدش،ننشسته بود كه هماي سعادت بر شانه هايش نشست و تك اهنگي از او شهره عام شد و خاص را نيز درگير.

تلخ است ،تلخي كه گلوي ادمي را به دايره اي مي برد كه دَوِران دورانش،تو را به نقطه اول مي رساند.نقطه اي از مركز “آهاي گل” به “آهاي گل”.

اما چه كسي باور ميكند كه در باغ ما ،اسفنديار ،كم شده است و صنوبر تناور ايل بختياري ،ميان لاله هاي واژگون، به پسين بي بازگشت شقايق ها پيوسته است.

خداحافظ رفيق خوب،خداحافظ پيرمرد ِجوان سالهاي دور ،سالهاي نزديك.

آهاي اسفنديار،خانه جديد را با “دو دستمالي” و “يه پا “و “دو پا” مزين كن تا “نورالله” ساز را در “رودكي” به چپ “هُف” كند.

FacebookWhatsAppGoogle GmailLineSMSSkypeTelegramViberWeChatTwitterGoogle+Yahoo MailGoogle BookmarksPinterestLinkedInShare




نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:
نظر سنجی

آیا از عملکرد شورای پنجم کلانشهر اهواز راضی هستید؟

Loading ... Loading ...
تازه ترین اخبار
آ نتورک