کد خبر: 36222
تعداد نظرات: بدون نظر
تاریخ انتشار: ۵/ فروردین/ ۱۳۹۸ - ۱:۳۳
شیخ محمد علی بهمئی؛

 اکنون بحران های سیاسی و اجتماعی در خوزستان بصورت یک خطر جدی خود را نشان میدهد که زنگ هشداری به حاکمیت است ،که خوزستان نیاز به یک خانه تکانی سیاسی اجرایی در مدیریت کلان و خورد آن دارد.

شیخ محمدعلی بهمئی:

((خوزستان و خانه تکانی ))

خوزستان سرافراز/ چهاردهه از عمر انقلاب و نظام جمهوری اسلامی میگذرد.
تنها استانی که در یک گذر سیاسی اجرایی ناقص و فرسوده در جا میزند و جریانات پنهان معامله گر آن رادر این چهار دهه گذشته اداره میکنند.
تجربه نشان داده تغییر استانداران و دولت ها در خوزستان هیچگاه براساس جریان حاکم‌ در انتخاب دولت ها و رای مردم نبوده است.
دستگاه اجرایی در خوزستان بیش از آنکه متاثر از نظام اجرایی سیاسی دولت منتخب باشد،متاثر از فضای جریانات خصلتی در مرکز استان است.
اگر از سال۱۳۶۳ به بعد سوابق سیاسی و خط فکری که استانداران در خوزستان بصورت قانونمند مستقر شدند را مورد مداقه قرار دهیم ،چپ می آمدند ولی تسلیم قدرت و نفوذ جریان راست بودند.
شریعتی استاندار فعلی به شهادت عملکرد او و اقرار اغلب و اکثر جناح اصلاحاتی و تدبیریون ،همان روش سلف خود را طی کرد و چپ آمد ولی در خدمت جناح رقیب خود بوده است.
اساسا سیستم های اجرایی در خوزستان با آنکه انتصاب آنان از طرف دولت های اصلاحات بوده ولی شمشیری بودند به دست جریان اصول گرا.
این متد و روش تقریبا در سراسر کشور عملیاتی است.
حال دولت اصلاحات چگونه میتواند امور اجرایی کشور را بر اساس روش و برنامه سیاسی خود اداره کند.
متاسفانه دولت ها در ایران مانند کشورهای پیشرفته برای اجزای برنامه هایشان بر اساس خط فکری یا جناحی نمی توانند ،مدیران را انتخاب کنند .
حتی اگر مدیران را بر اساس خط فکری و جناحی هم انتخاب کنند ،وقتی در صدرات استانی و شهری قرار میگیرند ،دقیقا مطابق با کنش های حکومتی به انجام وظیفه می پردازند ،چون ارزیابی شخصیتی و فیلترهای تایید یا عدم تایید عملکرد آنان بدست مدیران دولتی نیست که بتوانند با اطمینان به مقابله به زیاده خواهی جریانات درون استانی برخیزند.
استاندارانی که با این جریانات غیر همسو در استان ها مقابله کردند به سرنوشت محتومی دچار شدند.
دولت تدبیر امید ،ضعیف ترین حمایت را از مدیران میانی خود ،در مقابل با این جریانات استانی داشته است.
به جهت همین ضعف ،و عدم‌حمایت دولت روحانی از استانداران و مدیران کل دولت خود ،این افراد ناچار شدند برای ادامه ریاست خود و مصون ماندن از له شدن ،جریان غیر همسوی استانی را تمکین کرده و جریانات همسو را از خود دور سازند.
با قدری تحمل و خورد نگری به شهرستان هایی نگاه کنید که نمایندگانشان از جناح رقیب دولت هستند.
فرمانداران به شدت وابسته به جریان و قدرت نماینده شهرستان بوده و با آنکه استاندار از این موضوع کاملا با اطلاع است هرگونه تغییر مدیریت شهری را در اختیار نماینده ای قرار داده که دقیقا آرایش مدیریت شهری را برای اسفندماه و انتخابات خود و پیروزی خود به صف کشانده است.
البته نمی توان این روش خفت بار را به حساب بحران های موجود اقتصادی گذاشت ،بلکه باید به حساب دولت و رئیس دولتی گذاشت که هیچ استراتژی مشخصی برای حفظ مدیریت میانی خود نداشته و ندارد.
باید این وضعیت اسف بار دولت تدبیر و امید را در اواخر دوران تاریک قاجار در تاریخ ایران جستجو کرد.
سردرگمی ،ترس و بزدلی،چشمداشت به ریاست های آینده و پشت کردن به ملتی که وی را انتخاب کردند،عدم برنامه ریزی مستقل ،عدم یکدستی وزیران ،و….این مسائل را برای کسانی که به این جریان سیاسی رای دادند بوجود آورد.
حال با توضیحات فوق و ملاحظات قلم ،شریعتی کیست که بتواند مقابل جریاناتی بایستد که چهل سال است ،مسائل خوزستان را پست توهای آنچنانی مینویسند .؟!!

 اکنون بحران های سیاسی و اجتماعی در خوزستان بصورت یک خطر جدی خود را نشان میدهد که زنگ هشداری به حاکمیت است ،که خوزستان نیاز به یک خانه تکانی سیاسی اجرایی در مدیریت کلان و خورد آن دارد.
جریانات اخیر در دزفول و اندیمشک جرقه ای خطرناکی بود که اگر مصلحین اجتماعی وارد آن نشده بودند ،ممکن بود به سایر نقاط و به انگیزه های مختلف سرایت کند.
البته یاد آور شویم که دولت روحانی برای این انجام ،عاجز و ناتوان است ،زیرا دولت ترکیبی وی از مراکزی غیر از رئیس دولت خط فکری گرفته و در اتوبان دیگری سیر می کنند.
اما برای نجات وضع کنونی در استان های مشابه ،نیاز بسیج کلیت نظام برای این باسازی می باشد.

FacebookWhatsAppGoogle GmailLineSMSSkypeTelegramViberWeChatTwitterGoogle+Yahoo MailGoogle BookmarksPinterestLinkedInShare




نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:
نظر سنجی

آیا از عملکرد شورای پنجم کلانشهر اهواز راضی هستید؟

Loading ... Loading ...
تازه ترین اخبار
آ نتورک