کد خبر: 36437
تعداد نظرات: بدون نظر
تاریخ انتشار: ۱۷/ فروردین/ ۱۳۹۸ - ۴:۵۱
شیخ محمد علی بهمئی؛

چگونه میتوان باور کرد که دهها سد بر سر مسیر یک رودخانه زده شود و برق وآب آن به قیمت خون به مردم فروخته شود ،ولی اصل رودخانه لایروبی نشود تا کف و سطح رودخانه با هم مساوی شود.

خوزستان سرافراز/ ساده انگاری است اگر سخن کسانی را باور کنیم که بحران ویرانی امروز کشور را به حساب خروش طبیعت بگذاریم.
باید قدری ترس و تقیه را کنار گذاشته و همانگونه که شجاعانه در مقابل دشمنان خارجی مشت گره میکنیم و به آنان مرگ میگوئیم ،یک سیلی محکم هم به گوش خطاکاران غافل و یا هوشیار داخلی بزنیم.
ملت افرادی را به عنوان امناء خود بر سر کار گمارد تا حافظ منافع آنان در تمام ابعاد باشند به معنای تام و کامل.
اما آنچه امروز از زیر این مسئولیت ها سر برون آورده ،یعنی سیل و ویرانی وحشتناک که هنوز هم تمام نشده و عاقبتش پیدانیست ،معلول عملکرد مدیران این کشور در چهل سال گذشته است.
نمی توان باور کرد که حاکمیت از ملت ایران و بخصوص مردمی که در چند استان آسیب دیدند توقع داشته باشند که به راحتی از خطای بزرگ‌ آنان با لفازی و طنازی و گردن فرازی بازی با کلمات و فرامین تو خالی و وعده های سرخرمنی بگذرند.
این پدیده شوم اگرچه ممکن است نتایجی چون پر شدن سدها و تالاب ها و….داشته باشد ،اما ستمی که باعث خوردشدن کمر این مردم شده را جبران نمیکند.
به صراحت بایدگفت این مولود نامبارک ،زاییده دو باتلاق سیاسی دراین کشور است که نه تنها این مصیبت که مصائب پیدا وپنهان فراوانی را به سمت و سوی سعادت و رفاه و امنیت ملت ایران سوق داده است.

اول: تنوع انواع موضع گیری های سیاسی

باتلاقی که هنوز مشخص نبست که عاقبتش به کجا ختم میشود.
با انواع سیاست ها در برخود با مسائل جهانی و گزینه های متنوع و تسامح و تساهل در پبشبرد اهداف و حفظ منافع ملی و دخالت افراد ذی نفوذ و منفعت طلب و رفاه طلب و یا تند روی های غیر معقول و منطقی و ادعای نجات بخشی بشریت در روی کره زمین ،عدم هماهنگی دولت ها در سیاست خوانی امور خارجی ومخالفت وابستگان ثابت و مقتدر حاکمیت ،قرائت های مختلفی را چاشنی عملکرد هایی کرد که تمام هوش و هواس و سرمایه مادی و معنوی را به گونه ای مصروف خود کرد که ،مسائل داخلی و مملکت داری را به حاشیه رانده تا آنجا که سه قوه سکاندار نظام جمهوری اسلامی ،کشور را به شکل روز مره گی اداره کرده و تا کنون دیده نشده است که پس از چهل سال ،یک برنامه سی ساله مانند همه کشور های در حال توسعه در دست اجرای مدیران کشور باشد.
بطور مثال ،مجلس شورای اسلامی که درراس امور است ،روزانه یا در حال نوشتن قوانین و یادر حال تغییر آنان است.
این انبوه نویسی قوانین باعث تحیر و تعجب هر آشنای به علم حقوق و قانون است.
تنها دلیل این کار فقط عملکرد روزه مره گی است که میخواهند با نبود برنامه ای مدون در اداره کشور ،اینگونه کشور را به زعم خودشان از چالش های پبش رو به صورت موقتی نجات دهند.
دولت هم همین روش را دارد و قوه قضائیه هم برای رضای مردم در بخش عدالت هر چند صباحی عده ای سلطان را محاکمه و اعدام و زندان کرده و پس از مدتی سکوت بر قرار شده و مهره های اصلی همچنان افراد دیگری را برای مقاصدشان تربیت می کنند.
این باتلاق سیاسی ،مسائل اصلی را چنان در خود مخفی میکند که یکشبه دهها اتفاق اقتصادی و از طرفی دست پاچگی را برای مجریان ایجاد میکند.
نمی خواهم همین باتلاق سیاست خارجی را به مسائل اقتصادی و بحران اخیر تسری و تعمیم بدهم که صد البته این‌چنین است.
باتلاق دوم درگیری های دو جناح اصول گرا و اصلاح طلب در سال های گذشته است.
نزاع ها ،تخریب ها،قرائت ها از دین و قانون،ریزش ها ی نیروهای کیفی ،انتصاب های غیر ارزشی و فاقد وجاهت جناحی ،اختلاس های کلان،و هزاران رفتار و اعمال خلاف قانون و اخلاق ،و حذف یکدیگر با هر وسیله و ابزار ،باعث فراموشی و به حاشیه راندن مسائل مهم کشور شده است.
چگونه میتوان باور کرد که دهها سد بر سر مسیر یک رودخانه زده شود و برق وآب آن به قیمت خون به مردم فروخته شود ،ولی اصل رودخانه لایروبی نشود تا کف و سطح رودخانه با هم مساوی شود.
این دو باتلاق سیاسی خسارت های فراوانی را به کشور و منافع ملی و روان مردم ایران و اقتصاد زندگی آنان وارد ساخته است.
نگرانی بیشتر توجیه و لجاجت و ادامه دادن همان روش های شکست خورده ای است که این نگاه تاکنون از خود نشان داده است.
اکنون این بحران و بحران های پیش رو باید در نگرش حاکمان و دلسوزان این کشور که ملت به آنان اعتماد کرده اند ،تغییرات عمده ایجاد کرده و باور کنند که بسیاری از کشورها این راه ها را رفته و هزینه های سنگین پرداخت کرده اند و عاقبت به راه صحیح و عقلایی برگشته و ممالک خود را از نابودی و فقر و تباهی نجات داده اند.
اگر امروز عقلای کشور و مدیران و مسئولان بخواهند همچنان به شعار و دعوا و نزاع و حذف و دشمنی و امید به رمل و اسطرلاب مشغول دفع آفات و دشمنی ها شوند ،به یقین تاریخ آدرس خوب و نشانه ای نجات بخش به ما نخواهد داد که وعده الهی این است…ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغییر بانفسهم..قرآن کریم میفرماید :بدرستیکه خداوند حال هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه در خودشان و راه و روششان تغییر ایجاد کنند..

FacebookWhatsAppGoogle GmailLineSMSSkypeTelegramViberWeChatTwitterGoogle+Yahoo MailGoogle BookmarksPinterestLinkedInShare

برچسب ها:



نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:
نظر سنجی

آیا از عملکرد شورای پنجم کلانشهر اهواز راضی هستید؟

Loading ... Loading ...
تازه ترین اخبار
آ نتورک