کد خبر: 12451
تعداد نظرات: بدون نظر
تاریخ انتشار: ۱۶/ آذر/ ۱۳۹۴ - ۳:۰۱

   خوزستان سرافراز:   سیدنجی الله حسینی، یک پیرمرد ۶۸ ساله و طرفدار دو آتشه ی پرسپولیس بود. ساعت ۱۵:۳۷ دوشنبه ی هفته ی گذشته، حین برگزاری دیدار پرسپولیس-نفت تهران در ورزشگاه تختی، به محض به ثمر رسیدن گل پرسپولیس، از هیجان دچار ایست قلبی می شود. بلافاصله تماشاگران به سراغ تکنیسین های دو اورژانس مستقر در ورزشگاه تختی می روند ولی در کمال تعجب، مسئولان آمبولانس ها،‌ در نهایت خونسردی، از هر گونه کمک به فرد سکته کرده و یا انتقال او به بیمارستان خودداری می کنند چون آن ها آمبولانس های طرف قرارداد تیم نفت تهران بوده اند و مطابق با قراردادشان، فقط در قبال اتفاقات که در داخل زمین رخ می داده مسئول بوده اند. آمبولانس های اورژانس تهران، در بیرون ورزشگاه حضور داشته اند. یکی از تماشاگران دوان دوان خود را به یکی آمبولانس ها می رساند و خبر سکته ی پیرمرد را به آن ها می دهد و کمک می خواهد. داستان آن جا عجیب و غیرقابل هضم می شود که مسئولان ورزشگاه، اجازه ی ورود تکنسین ها از در اصلی به ورزشگاه را نمی دهند و در نتیجه آن ها مجبور می شوند از طریق درهای پشتی وارد ورزشگاه شده و بر بالین فرد…

 

270x134xn00315184-b.JPG.pagespeed.ic.Qo_vExQaKX

 خوزستان سرافراز:

 

سیدنجی الله حسینی، یک پیرمرد ۶۸ ساله و طرفدار دو آتشه ی پرسپولیس بود. ساعت ۱۵:۳۷ دوشنبه ی هفته ی گذشته، حین برگزاری دیدار پرسپولیس-نفت تهران در ورزشگاه تختی، به محض به ثمر رسیدن گل پرسپولیس، از هیجان دچار ایست قلبی می شود. بلافاصله تماشاگران به سراغ تکنیسین های دو اورژانس مستقر در ورزشگاه تختی می روند ولی در کمال تعجب، مسئولان آمبولانس ها،‌ در نهایت خونسردی، از هر گونه کمک به فرد سکته کرده و یا انتقال او به بیمارستان خودداری می کنند چون آن ها آمبولانس های طرف قرارداد تیم نفت تهران بوده اند و مطابق با قراردادشان، فقط در قبال اتفاقات که در داخل زمین رخ می داده مسئول بوده اند.

آمبولانس های اورژانس تهران، در بیرون ورزشگاه حضور داشته اند. یکی از تماشاگران دوان دوان خود را به یکی آمبولانس ها می رساند و خبر سکته ی پیرمرد را به آن ها می دهد و کمک می خواهد. داستان آن جا عجیب و غیرقابل هضم می شود که مسئولان ورزشگاه، اجازه ی ورود تکنسین ها از در اصلی به ورزشگاه را نمی دهند و در نتیجه آن ها مجبور می شوند از طریق درهای پشتی وارد ورزشگاه شده و بر بالین فرد مصدوم حاضر شوند.

به گفته ی مسئول روابط عمومی اورژانس تهران، عوامل اورژانس، سه دقیقه ی بعد بر بالین سیدنجی الله حسینی حاضر می شوند و هم زمان با آغاز عملیات احیاء قلبی و ریوی، بیمار را به بیمارستان بعثت ناجا منتقل می کنند و به رغم انجام عملیات احیا و انتقال سریع بیمار به بیمارستان و تلاش های پزشکان بیمارستان این فرد جان خود را بر اثر سکته قلبی از دست داد.

روایت فوق، داستان تلخی است که از هفته ی گذشته تا امروز، دوست داران فوتبال و نیز بسیاری از غیرفوتبالی ها را به خود مشغول کرده است. در این مورد، بحث خیلی فراتر از فوتبال یا حتی ورزش است؛ بحث بر سر وجدان و جان آدمی است که در این فقره به کلی نادیده گرفته شده است.

نگارنده جبرا سعی کرده تا بر اساس پیش فرضی که اصلا آن را منطقی نمی داند به استدلال و بررسی موضوع بپردازد؛ لازم است تا پیش از همه، این پیش فرض به چالش کشیده شود:

این که آمبولانس چون طرف قرار داد نبوده پس وظیفه ی کمک به هوادار را نداشته اصلا چطور و با چه منطقی قابل قبول است؟‌ مگر آن آمبولانس، متعلق به ورزشگاه تختی نبوده است؟ یعنی ورزشگاه تختی دو آمبولانس را قرار داده تا فقط به اتفاقاتی که در مستطیل سبز می افتد واکنش نشان دهند؟!‌ فرضا اگر یکی از اعضای کادر فنی و مربی گری تیم پرسپولیس یا نفت دچار مشکل می شدند، آیا باز هم دو آمبولانس دست به سینه تماشا می کردند و رسیدگی نمی کردند؟ کجای دنیا وقتی آمبولانس داخل زمین است، مرگ هوادار برایش علی السویه بوده و در صدد کمک به تماشاگر مصدوم، واکنشی نشان نمی دهد؟ اگر بنا باشد تا دو آمبولانس فقط دغدغه ی کمک به ۲۲ بازیکن داخل زمین و ۱ داور و ۲ کمک داور را داشته باشند، پس در نتیجه باید مسئولان ورزشگاه، چند آمبولانس هم جهت رسیدگی به مشکلات احتمالی تماشاگران تدارک ببینند. این نوع مدیریت بحران اگرچه در هیچ کجای جهان مشاهده نمی شود، ولی به هر حال این استدلال بسیار غیرقابل گذشت و غیرقابل توجیه است که گمان کنیم که به همین سادگی، می توان این را پذیرفت که چون آن دو آمبولانس طرف قرارداد نفت بوده اند، پس در نتیجه هیچ مسئولیتی در قبال هر آن چه که بر سر تماشاگران می آید، ندارند!

سوال این جاست که فرضا اگر باشگاه پرسپولیس می دانست که اگر مشکلی برای هوادارانش رقم بخورد، آمبولانس خصوصی و عوامل اورژانس خصوصی داخل ورزشگاه – که در آن لحظه کاملا بیکار بوده اند – درصدد کمک به هوادار و تماشاگر بر نمی آیند، احتمالا آمبولانسی نیز از جانب باشگاه پرپولیس باید در داخل ورزشگاه قرار می گرفت برای رسیدگی به تماشاگران؟ یا نه، مسئولان ورزشگاه تختی موظف بوده اند که آمبولانس دیگری هم در ورزشگاه قرار دهند که وظیفه ی رسیدگی به امور اورژانسی خارج از مستطیل سبز و مشکلات خطرناک پیش آمده برای تماشاگران را بر عهده داشته باشند؟ این توجیهات عجیب و غریب، چطور قابل پذیرش هستند؟ راه ندادن اورژانس تهران (۱۱۵) به ورزشگاه توسط مسئولان ورزشگاه تختی، با چه توجیهی قابل پذیرش است؟ آیا جز این است که اگر اجازه ی حضور اورژانس تهران در ورزشگاه صادر نمی شود، پس اورژانس خصوصی مستقر در ورزشگاه موظف است تا برخی از وظایف اورژانس تهران را نیز به مردم ارائه نماید؟ شاید در پاسخ گفته شود که ارائه ی خدمات اورژانس فقط توسط اورژانس تهران یا ۱۱۵ باید تامین شود؛ آن گاه سوال این خواهد بود که اگر چنین است پس باز این سوال موضوعیت می یابد که مسئولان ورزشگاه تختی با چه حقی پیش از برگزاری، اجازه ی حضور اورژانس تهران در ورزشگاه را صادر نکرده اند؟ چرا حتی در زمان فوریت و هنگام اعلام سکته کردن آن هوادار، باز هم اورژانس اجازه ی ورود از درب اصلی را پیدا نکرده است؟

پیش فرض ارائه شده ای که در رسانه ها منتشر شده، اساسا نامعقول به نظر می رسد و وقتی امنیت جانی تماشاگر در ورزشگاه، حتی در صورت حضور آمبولانس (خواه خصوصی یا غیرخصوصی) تامین نمی شود، دم زدن مسئولان و فدراسیون فوتبال، بسیار مضحک به نظر می رسد. فدراسیون فوتبال نه تنها باید تا انتهای ماجرا و معرفی مقصرین، به این اتفاق رسیدگی کند، و خود نیز نباید فراموش کند که در جایگاه متهم درجه ی اول قرار دارد که هنوز برای حفظ جان تماشاگرانی که مدام آن ها را برای حضور در ورزشگاه ها، شفاها و لفظا تشویق می کند، هیچ دستورالعمل کاملی را در مرحله ی اجرا قرار نداده است. برکنار کردن مسئولان ورزشگاه تختی، از کوچک ترین اقداماتی است که فدراسیون با انجام آن، شاید بتواند جدیت خود جهت جلوگیری از تکرار چنین اتفاقاتی را به افکار عمومی نشان داده و ادای احترامی کند به خانواده ی داغ دار آن مرحوم (البته در صورت وجود چنین دغدغه و جدیتی). با لحاظ کردن این نکته، ذکر نکات زیر نیز مفید به نظر می رسند:

۱- آن دو اورژانس خصوصی طرف قرارداد باشگاه نفت و مستقر در ورزشگاه تختی، بر اساس قراردادشان، مسئولیتی جز حول اتفاقاتی که برای بازیکنان و در داخل زمین رخ می دهد، متوجهشان نبوده است، اما صرف لحاظ کردن این نکته،‌ آن دو اورژانسی که کاملا بی کار،‌ در کنار زمین نظاره گر بازی بوده اند، چطور می توانند در مورد جان افرادی که به هر دلیل یا به هر کم و کیفی با وضعیت بحرانی مواجه می شوند و در خطر مرگ قرار می گیرند بی تفاوت بنشینند تا در مقابل چشمانشان، پیرمردی ۶۸ ساله که به دلیل سکته ی قلبی،‌ مرگ بر او سایه انداخته، جان دهد؟! آیا اقدام در جهت احیاء قلبی و انجام اعمال اولیه ی اورژانسی برای کمک به زنده ماندن آن پیرمرد، ولو در صورتی که وظیفه ی حقوقی آن دو اورژانس نبوده باشد، وظیفه ی انسانی و اسلامی آنان نبوده است؟‌ چگونه می توان در مقابل چنین صحنه ای، فریادهای وجدان انسان، گوشش را کر نکند برای کمک کردن به هم وطنش تا مقابل چشمانش جان ندهد؟!

۲- اگر بناست تمامی مسائل با بندها و قواعد سفت و سخت و خشک حقوقی مورد تحلیل و ارزیابی قرار بگیرند، پس باید آن ها که از ورود اورژانس تهران به ورزشگاه ممانعت به عمل آورده اند و در خدمت رسانی و احیاء فرد سکته کرده، تاخیر ایجاد کرده اند، مورد پیگرد حقوقی قرار گرفته و به سهم آنان در مرگ این شهروند، رسیدگی شود.

۳- مسئولانی که مدام از کاهش حضور مردم در ورزشگاه ها می نالند، بد نیست تا نگاهی بیندازند به نحوه ی خدمت رسانی هایی که موظف بوده اند تا در ورزشگاه ها برای تماشاگران فراهم آورند و بعد به این نتیجه برسند که همین تعداد از هواداران و فوتبال دوستانی هم که به خود زحمت می دهند تا از نزدیک، تماشاگر بازی و پشتیبان روحی تیم های خود شوند، با این اوضاع مدیریتی و بی سر و سامانی خدمات ورزشگاه ها، از سر فوتبال ما هم زیادند.
نگارنده اگر به جای هواداران بود، ولو اگر تا این حد عشق به فوتبال داشت، جان شیرینش را عزیزتر می داشت و این گونه خود را در معرض فنا قرار نمی داد. برای چنین اتفاقی، می طلبد تا باشگاه پرسپولیس، به نشانه ی دفاع از جان و شانیت هوادارانش، به لحاظ حقوقی، این موضوع را تا رسیدن به نتیجه ای که لا اقل تسکین دهنده و تضمین کننده ی عدم تکرار فجایعی این چنینی باشد، مجدانه پیگیری نماید.

۴- از آن جا که متاسفانه مرگ هواداران در داخل ورزشگاه ها، به دلیل ضعف مدیریتی و اورژانس، تا کنون به دفعات مسبوق به سابقه بوده است، می طلبد تا به هر طریق ممکن، تمهیداتی اندیشیده شود تا دیگر جان تماشاگران و هواداران فوتبال – که سرمایه های ارزشمند برای فوتبال کشور هستند – کم اهمیت و بلکه بی اهمیت انگاشته نشود. لازم به ذکر است که اگر به قصورها و تقصیرهای مسئولان ورزشگاه تختی، آمبولانس های خصوصی طرف قرار داد باشگاه نفت و هر آن کس در این اتفاق شریک بوده است، رسیدگی نشود، شکی نیست که باز هم شاهد پر پر شدن هواداران و نظاره گر بودن آمبولانس های خصوصی، مسئولان ورزشگاه ها و هر آن کس که جان تماشاگران، برایش از اولویت اهمیت خارج است،‌ خواهیم بود.

 

 

 

احسان رستگار۱۵آذر۱۳۹۴

 

 

FacebookWhatsAppGoogle GmailLineSMSSkypeTelegramViberWeChatTwitterGoogle+Yahoo MailGoogle BookmarksPinterestLinkedInShare

برچسب ها:



نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر:
نظر سنجی

آیا از عملکرد شورای پنجم کلانشهر اهواز راضی هستید؟

Loading ... Loading ...
تازه ترین اخبار
آ نتورک